سفر نوروزی
حمیدرضای عزیزم ماهاست که به وبلاگت سر نزدم ونتونستم خاطراتت را ثبت کنم و امروز از فرصت استفاده کردم تا برات بنویس گل بی خارم حمید جونم بعد از سال نو که اومدی پیشم با هم رفتیم دیدن خاله و خانوادش تو ویلاش و دایی محمد و فهیمه همه بودند ...



